محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

563

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

منظور از آن به‌طور مطلق نيّت سطحى و يا ساختگى باشد ، بلكه ناگزير انگيزه‌هاى حقيقى لازم است كه ريشه در اعماق وجود ما داشته باشد تا اين‌كه ريشه‌هاى عميقى در آنها بدواند و نفوس ما را پاك و پاكيزه كند . اينك مىتوانيم با موضوع اصلى در اين بخش آشنا شويم ، آرى آن موضوع بررسى مجموعه‌هاى مختلف از اين انگيزه‌ها و مرتّب كردن آنها در اخلاق اسلامى - هركدام در جاى خود - مىباشد . و در ضمن اين بررسى براى نيّت نهايى ، با هر نوعى از انواع نيّت مواجه مىشويم . ابتدا از شايسته‌ترين آن‌ها به ستايش تا سزاوارترين آنها به نكوهش ، به منطقهء ميانه در سطح معمولى گذر مىكنيم كه ممكن است آن را به بىمبالاتى توصيف كرد ، اگر اين توصيف در نظر برخى از علماى اخلاق و متصوّفه اسلامى سبك نيايد ! ، زيرا چگونه مىتوانيم در يك حكم واحد مبدأى را جداى از دو مبدأ متفاوت و به دور از يكديگر جمع كنيم كه بر خلاف شرع متوقّف است و مبدأ ديگرى را كه بر خلاف همه چيز ممكن است بيشترين اثر فاعلى را شرع داشته باشد ؟ مگر قرآن و سنّت با روش خاصّ خودشان به ما نياموخته‌اند كه بين دو طرف خير و شر محلّى به نام وسط و حدّ ميانه است و بين مورد امر و مورد نهى ، مجاز و يا مباح وجود دارد ؟ به راستى كه قرآن كريم در سه تعبير : « كتب عليكم - بر شما نوشته شده است . » و « حرّم عليكم - بر شما حرام شده است » و « احلّ لكم - بر شما رواست » كه بيشترين تعبيرات رايج مىباشد و قرآن در قانون‌گذارى خود مجموعه‌هاى مختلفى را به وسيلهء اين تعبيرات مشخّص مىكند ، پس چرا اين تقسيم سه‌گانه را بر روح ( يعنى انگيزه‌هايى ) كه انواع رفتارهاى گوناگون را به تحرّك درمىآورد ، تطبيق نمىدهد ؟ پس در اين صورت براى اين‌كه حكم كنيم ، يك نيّت مشخّص تنها پاكيزه و يا ناپاك و يا جايز است ، هميشه كفايت نمىكند كه به مفهوم مجرّد بر آن بنگريم ، بلكه بايد درعين‌حال دو عامل ديگر را كه دخالت آنها حكم ما را عميقا تعديل مىنمايند ، در نظر بگيريم : اوّل - نوع عملى كه مىخواهيم براى هدف معيّنى انجام دهيم ، زيرا اگر اشياء داراى ارزش مادّى باشند ، ممكن است به عنوان وسيله‌اى براى رسيدن به هدف‌هاى اين دنيا به كار گرفت ، ولى نسبت به تكليف مقدّس جريان از اين قبيل نيست ، بلكه شايسته است تا ذات آن عمل و يا براى هدف‌هاى بالاتر را در نظر گرفت .